جنگ و افزایش شکاف اعراب خلیجفارس

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ جنگ رمضان نشان داد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، در سطح رسمی، مواضع واحدی در برخی موضوعات ضد ایرانی، استقبال از آتشبس، نگرانی از آسیبپذیری اقتصاد و احتمال تبدیل شدن به هدف جانبی اتخاذ کردند. با این حال، جنگ تحمیلی 40 روزه شکافها و اختلافات درونی میان 6 کشور عضو این شورا را افزايش داده و گستردهتر کرده است.
مقامهای عمان از نفوذ رژیم صهیونیستی و طرفهای منطقهای که حاضر به انتقاد از آمریکا نیستند، انتقاد کردهاند
خطوط اصلی شکاف کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بر اساس رابطه با ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی به سه طیف تقسیم میشوند. دو کشور قطر و عمان در طیف بازیگران میانجی و منتقد جنگ و تنش قرار میگیرند. در این بین، عمان نگاه انتقادآمیزتری به سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران دارد.
رسانهها و مقامهای عمان از نفوذ رژیم صهیونیستی و طرفهای منطقهای که حاضر به انتقاد از آمریکا نیستند، انتقاد کردهاند. مسقط همچنان در جنگ و پس از آن بر دیپلماسی و حفظ روابط حسنه با تهران تأکید داشته و حتی شریک بالقوه ایران در نظارت بر تنگه هرمز معرفی شده است.
قطر اگرچه در این طیف قرار میگیرد، اما نسبت به مسقط سیاستی متناقض اتخاذ کرده است؛ به طوری که اجازه عملیات به آمریکا از خاک خود را داد. علاوه بر این، روابط تاریخی با ایران را حفظ، از محکومیت مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی اجتناب کرده و به دنبال میانجیگری بین ایران و آمریکا بوده است. در همین راستا، آتشبس را گام نخست کاهش تنش دانست و خواستار گفتوگوی فوری شد.
از بین 6 کشور شورای همکاری خلیج فارس، امارات شدیدترین موضع را طی جنگ تحمیلی 40 روزه اتخاذ کرد و بیشترین حملات را متحمل شد. امارات خواستار تشدید جنگ بود و آمادگی خود را برای پیوستن به تلاشهای نظامی برای رویارویی با تهران و پایان دادن به توانایی ایران در کنترل و مدیریت تنگه هرمز اعلام کرد.
ابوظبی طی 40 روز جنگ تحمیلی علیه ایران به این نتیجه رسید که تلاشهای گذشته برای تعامل مجدد با تهران بیثمر بوده و ارزشی در دور شدن از توافقات ابراهیم وجود ندارد. در همین راستا روابط خود با آمریکا و رژیم صهیونیستی را تقویت کرده است.
سه کشور عربستان، کویت و بحرین در جنگ تحمیلی 40 روزه راهبرد پوشش خطر و مصونسازی را اتخاذ و از همراستایی آشکار خودداری کردند، اما بهطور خصوصی عملیات آمریکا را تسهیل میکردند. عربستان سعودی رویکردی دوگانه اما نزدیک به امارات را دنبال کرد. مقامهای سعودی حملات ایران به ریاض و شرق عربستان را محکوم کردند، به آمریکا اجازه استفاده از خاک خود برای عملیات تهاجمی دادند، اما از پیوستن آشکار با آمریکا و رژیم صهیونیستی خودداری و حفظ گفتوگو با ایران برای جلوگیری از تشدید تنش را دنبال کردند.
دو کشور کوچک بحرین و کویت سیاستی کاملاً همسو با امارات و عربستان را در پیش گرفتند و راهبرد تبعیت و همراهی با آمریکا را دنبال کردند. بحرین که میزبان ناوگان پنجم آمریکاست، حملات ایران به منافع آمریکا را «خیانت» نامید و برای تصویب قطعنامه فصل هفتم شورای امنیت مجوز استفاده از زور را پیگیری کرد که با وتوی روسیه و چین مواجه شد.
عمان و قطر بر تعامل و میانجیگری اصرار دارند و ایران را همسایهای قابل مدیریت با دیپلماسی میبینند
در مجموع جنگ رمضان شکافهای ساختاری در درون شورای همکاری خلیج فارس را تشدید کرده است. اختلافات 6 کشور بر سر رژیم صهیونیستی و چگونگی تعامل با ایران، همبستگی و اتحاد را تقریباً غیرممکن کرده است. گرچه شورای همکاری خلیج فارس اکنون در حال فروپاشی نیست، اما محدودیتهای انسجام خلیج فارس به عنوان مفهومی راهبردی را آشکار میکند.
از یکسو عمان و قطر بر تعامل و میانجیگری اصرار دارند و ایران را همسایهای قابل مدیریت با دیپلماسی میبینند؛ از سوی دیگر، امارات، عربستان، بحرین و تا حدودی کویت ایران را تهدیدی علیه امنیت ملی و منافع خود میدانند. از اینرو به نظر میرسد در میانمدت، شکافهای بیشتری بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بهعنوان یک بلوک واحد، به ویژه بین بین امارات متحده عربی و عمان ظاهر شود.